جواد هاشمی و گلشیفته فراهانی
افتخار بیشرمانه سیدجواد هاشمی به عریان گلشیفته فراهانی که به اولین تبدیل شدن به آن در تیتراژ یک فیلم آمریکایی تبدیل شد!
احکام فقهی عجیبی که امروز از ذهن التقاطی جواد هاشمی در میاد، عیناً منطبق بر تفکرات بهائیت هست!
بهائیت آدمه که همه چیز به دلیه.... اصل نیت آدمه نه ظاهر عمل.... ظهور در جمعه نه در جمعه و ...
با همین استدلال انسانیت رو به کثافت می کشونن..... زنای با محارم و حتی بچه دار شدن از خواهر و مادر کمترین کثافت فکری این فرقه ضاله است.
امروز امثال این تراوشات کثیف بهائیت از حلقوم این سلیبریتی های ظاهرالصلاح بیرون میاد تا جامعه رو روز به روز منحرف تر کنن.
تفکرات التقاتی امثال جواد هاشمی بر خلاف نص صریح اسلام ناب و اصیل و احکام کاملاً مشخصه:
به مشروب خواری و مستی موقت کسی ایراد نگیرید.... اگر فکر او در خدمت مردم باشد، آن مستی مقدس است!
ذهنیات بدون سند فقهی امثال جواد هاشمی بر خلاف اسلام ناب و اصیل معتقده به دزد نگاه منفی نکند، ممکن است او اموال مسروقه را صرف ایتام کند!
نگاه ساختگی امثال جواد هاشمی بر خلاف احکام فقهی شیعه، میگه کسی که پول حج واجبش رو بده برای سگها، اجرش پیش خدا بیشتره!
این خود مرجع پنداران، با پیروی خواسته یا ناخواسته فکری از بهائیت از پلیدیها قبح زدایی کرده و احکام تمام شرع را بدتر از جامعه به انحراف می کشند!
با این منطق آقای سید جواد هاشمی بازیگران خانم فیلمهای مستهجن هم هیچ گناهی ندارند و مقصر همه مردان جهان هستند که مطابق با غریزه فطری خود در تصور دیدن تصاویر آنها حرکت می کنند!! (گلشیفته فراهانی در سال ۱۳۹۳ تصویره و تمام برهنه خود را پشت جلد مجلسه ایگوئیست فرانسه به چاپ رسانده بود.)
شهيد آويني: «كار جهان به آنجا مي كشد كه با پرهيز از صراحت، قلدران جهان مَنويات خود را در پس احكام پارادوكسيكال و متناقض مي پوشاندند: به اسم صلح اقدام به جنگ مي كنند. به اسم آزادی و دموکراسی، استبداد پنهان بنا می کنند. به اسم علم، جهل را گسترش می دهد. به اسم عقل توصیه به جنون می کنند. به اسم عدم تعلق مردم را به بردگی نفس اماره می خوانند. به اسم عرفان سحر و جادو را توجیه می کنند. به اسم هنر بی هنری را اشاعه می دهند و بالاخره به اسم مذهب با دینداری مبارزه می کنند.
این حكم علی الظاهر منطقی كه در اعلام جهانی حقوق بشر گنجاندند كه: بشر آزاد است هر دینی را اختیار كند، یعنی بشر آزاد است كه روی بی دینی بیاورد، و این جزء دوم كه در درون آن حكم ظاهری پنهان غایت و نتیجه است. مطلوب است که از آن مراد کرده اند، اما ریاکاری نظام یافته، قانونمند و توجیه فلسفی پذیرفته چنین حکم می کند که از صراحت پرهیز شود.»
Comments
Post a Comment